سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

264

طب در دوره صفويه ( فارسى )

بخارهاى بد باشد بر دماغ و سبب دشوارى سخن گفتن محتلى گشتن عضلهاى زبان بود و بسيار باشد كه به صرع يا به فالج ادا كند و بعضى را بيمارىهاى معده پديد آيد و قوت هاضمه معده ضعيف شود و آرزوى طعام باطل شود و چيزها بد آرزو كند چون تلخى و شورى و تيزى و چون كل و انگشت و مانند آن وقى پديد آيد و فم معده سوختن گيرد و تشنگى غالب شود و بعضى را سرفه و ضيق النفس پديد آيد و بعضى را عسر البول پديد آيد و بعضى را كرانى اندام‌ها و درد پشت همىآيد و باشد كه صديد با خون به همه اندام‌ها رود و تن همه بياماسد « 11 » در اينجا به بحث در اطراف قاعدگى و بند آمدن آن خاتمه داده و به گفتگو دربارهء يكى ديگر از رايج‌ترين بيمارىهاى زنان يعنى پائين افتادگى رحم مىپردازيم . نحوهء درمان اين عارضه در دوره‌اى كه هنوز رحم بندهاى فنرى اختراع نشده بود و امكان بالا كشيدن رحم و ثابت كردن آن در محل طبيعىاش وجود نداشت موضوع فوق العاده جالبى است . نام علمى فارسى اين عارضه « انقلاب » است كه داراى معانى مختلفى است ولى در كتب پزشكى لغت مزبور « واژگون شدن رحم » تفسير گرديده است و بلاشك منظور نيز همين بوده است زيرا مىبينيم كه جرجانى و پس از او بسيارى از پزشكان ديگر علت اساسى ابتلا به آن را « بىمبالاتى و خشونت ماما » ذكر كرده‌اند و منظورشان اين است كه ماما به هنگام خارج ساختن جفت‌بند آن را محكم مىكشد و موجب تغيير حالت رحم مىگردد . از سوى ديگر به خوبى آشكارا است كه منظور نويسندگان كتب پزشكى از به كار بردن لغت انقلاب ، پائين افتادگى رحم نيز مىباشد براى مثال مىبينيم كه بهاء الدوله آن را بيمارى توصيف كرده است كه داراى درجات مختلف مىباشد و مىنويسد كه در مراحل اوليه هيچ ناراحتى جز احساس اندكى سنگينى در بخش زيرين شكم در بر ندارد . در اين حالت ماما و حتى خود بيمار مىتواند با انگشت رحم پائين افتادهء خود را لمس كند اما از بيرون چيزى ديده نمىشود درحالىكه اگر پائين افتادگى كامل باشد دهانه رحم قابل رويت مىشود طبيعى است كه اگر رحم واژگونه شده باشد دهانهء رحم رو به بالا قرار مىگيرد و ديده نمىشود . علاوه بر آنچه كه گفته شد متخصصين طب زنان علل ديگرى نيز براى انقلاب رحم ذكر كرده‌اند كه عبارت‌اند از بلند كردن بار سنگين ، بزرگ شدن و سنگين شدن رحم و بالاخره ضعيف شدن بافتهاى نگاهدارنده رحم . ولى تذكر داده‌اند كه هيچ‌يك از اين علل موجب واژگونه شدن رحم نمىگردد به اين ترتيب مشاهده مىشود كه منظور از انقلاب رحم هم پائين افتادن آن و هم واژگونه شدن آن است و نيز منظور نويسندگان از به كار بردن اين اصطلاح به آسانى ميسر نيست . در آن ايام براى درمان اين عارضه اگر به صورت مزمن درآمده و يا سنى از بيمار گذشته بود اميد بهبودى وجود نداشت و انجام هيچ كارى ميسر نبود . پائين افتادگىهاى جزئى رحم را هم عارضه‌اى كه نيازى به درمان داشته باشد نمىدانستند و به اين ترتيب فقط در مواردى كه كه پائين افتادگى رحم فوق العاده شديد بود و اين عضو وارد Vagina شده بود پزشكان

--> ( 11 ) - ذخيرهء خوارزمشاهى - كتابخانه مجلس شوراى ملى